X
تبلیغات
سادات افغانی

سادات افغانی
دینی ، تاریخی ، انتقادی  
قالب وبلاگ

آقای علیزاده مالستانی در میان پیروان و طرفداران ، همواره به استاد یاد می شود و گاه از او با کبکبه و دبدبه خاصی یاد می کنند . بخاطر شهرتی که برای خود کسب کرده در زمره علما قرار گرفته  ، در جلسات و همایش هایی که علمای افغانی دعوت می شوند ، بعضا او نیز دعوت می شود ؛ اما  ایشان در مقالاتی که اخیرا به نشر رسانده ، به اصطلاح ایرانی ها سوتی هایی داده که ادعاهای گزاف او را در علم ، زیر سئوال می برد. در اینجا ما به نمونه هایی از این سوتی ها که نشانگر فقر علمی او است اشاره می کنیم :

1.       ایشان در تجزیه و  تحلیل حدیث معروف " اولادی الصالحون لله و الطالحون لی" ، گفته :" این جمله از نظر قواعدی نحوی غلط است؛ اگر این جمله حدیث می بود، باید «الصّالحین لِلهِ والطّالِحِینَ لِی» گفته می شد. چون «اولادی» مفعول «اکرموا» است «والصّالحین و الطّالحین» بدل از «اولادی» یا عطف بیان است؛ یعنی اولاد مرا اکرام کنید؛ خوبان شان را به خاطر خدا اکرام کنید و بدان شان را به خاطر من و ما قطع داریم که حضرت رسول الله (ص) قواعد نحو را خوب می فهمید و به غلط تلفظ نمی کرد". همانگونه که خود علیزاده گفته ، اصل حدیث ، فعل " اکرموا" را ندارد و بنا بر این ، این حدیث از لحاظ لغوی مشکلی ندارد ؛ اما چون معنی این حدیث بدون فعل ، تام و تمام نیست ، کسانی که می خواهند از آن حدیث استفاده کنند ، یک فعل به آن اضافه می کنند. برخی به قرینه حدیث " اکرموا اولادی و حسنوا آدابی" ، آن فعل را " اکرموا " می دانند و برخی دیگر همچون میرزاحسین نوری صاحب مستدرک الوسائل ، آن فعل را " احبوا" ذکر کرده اند. در مستدرک الوسائل ، حدیث فوق اینگونه آمده است : " أَحِبُّوا أَوْلَادِي الصَّالِحُونَ لِلَّهِ وَ الطَّالِحُونَ لِي  [1]"  . اگر ایشان چند سالی به درس خارج یکی از علما می رفت ، می دانست که اساتید درس خارج ، در چنین مواقعی برای آنکه فعل محذوف را پیدا کنند ، به احادیث مشابه یا احادیث دیگر که در آن باب آمده مراجعه و فعل محذوف را بدست می آورند.

2.       ایشان بعد از بحث های صرفی و نحویی که در مورد حدیث فوق کرده ، اینگونه می فرماید : " بعد چیزی را که پیامبر (ص) نگفته باشد و کذب محض باشد، اگر به دروغ به آنحضرت نسبت داده شود، حکمش چیست؟ یکی از مبطلات روزه، دروغ بستن به خدا و پیامبر (ص) و ایمه معصومین (ع) است، و کسی که روزه دار باشد و بگوید: قال رسول الله: اکرموا اولادی... تکلیف روزه اش چه می شود؟ " آقای علیزاده با این سئوال می خواهد فتوا بدهد هرکس چه این حدیث را صادر شده از حضرت رسول(ص) بداند و چه نداند ، به آن حضرت دروغ بسته و روزه اش باطل است . این در حالی است که مراجع عظام در رساله های شریف شان وقتی روزه طرف را  باطل و مستوجب کفاره می دانند که " عمدا" یا از روی عمد و قصد به آن بزرگوران نسبت دروغ بدهند. در احادیث نیز آمده که هرکس از روی عمد به پیامبر(ص) دروغ ببندد ، باید خود را برای آتش جهنم آماده کند. درحدیث شریفی آمده که روزی پیامبر بزرگوار خطابه ای ایراد فرمود : "أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار[2]ِ" . بنا  بر این آقای علیزاده که آنهمه ادعای علم دارد، حتی رساله  های  احکام  ومسائل مبتلابه را هم بخوبی نمی  داند.

3.       وي در جواب شخص معترض که نوشته : " مگر ما مردم را مجبور به بوسيدن دست مي کنيم؟ خود راضي نيستيم اما پيروان  پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) افتخارا دست سادات را مي بوسند" , گفته: " مفهوم گفته ی نويسنده جوابيه شماره يك، چنین است که، هرکه افتخاراً دست سادات را نمی بوسند، پیروان پیامبر اسلام (ص) نیستند " , در حاليکه حتي يک طلبه مبتدي هم اين مسأله را مي داند که " اثبات شيئ نفي ما عدا نمي کند "  و ثانيا , اگر ايشان علم اصول را مي خواند , مي دانست که "وصف مفهوم ندارد" . مثلا اگر گفته شد , "في الغنم السائمه زکاه "  معنايش اين نيست که در غنم معلوفه زکات نيست. ناگفته پيدا است که  در عبارت مورد نظر , نويسنده منتقد "پيروان پيامبر و اهل بيت(ع)" را وصف يک عده از مؤمنان و مسلماناني قرار داده که به کار مورد نظر , مبادرت مي کنند.

4.       آقای علیزاده در مقاله " بتهای دیروز "  جریان فتوای قاضی شریح را به تفصیل نقل و آن را بعنوان چماقی بر فرق آقای فاضل کوبیده است در صورتی که فتوای قاضی شریح یک داستان جعلی است که هیچ مدرک و سندی ندارد و تنها در افواهات وجود دارد که این خود نشان می دهد اطلاعات تاریخی ایشان در حد عامه مردم و داستان ها و افسانه هایی است که در میان مردم  عادی رواج دارد و گفته می شود .

5.       آقای علیزاده از شدت فقر علمی خود ، فرق میان دروغگویی و استنباط اشتباه را هم نمی داند. وی در یکی از سایت های چپی مقاله ای با عنوان " ادعاهای دروغ و مدعیان دروغگو"  ضمن ردیف کردن احادیثی فراوان بعنوان سند دروغگویی سادات, گفته : " به سوره كوثر، آيه‌ي مودت و آيه‌ي تطهير استدلال كرده با جسارت و بلكه بابي‌حيايي مدعي مي‌شوند كه آنها نيز مشمول آيه كوثر و مودت و تطهير‌اند " در صورتی که بر فرض آن ها مشمول چنین آیاتی نباشند ، این ادعا ها تنها اشتباه او را در استنباطش می رساند و نهایتا اینکه اگر اشتباهش خیلی فاحش باشد ، به او می توان بی سواد گفت ؛ اما دروغگو قلمداد کردن نویسندگان بخاطر استنباط نادرست در  عرف علمی رایج نیست و تنها در عرف شانتاژ و تبلیغات علیه این و آن رایج است که به یک نویسنده که بخاطر فهم ناصواب و اشتباه در تطبیق(برفرض صحت ادعاهای علیزاده) ، نسبت دروغگویی می دهد. اگر قرار باشد هر کسی که استنباط نادرست می کند ، دروغگو باشد ، مراجع نیز نعوذ بالله باید دروغگو باشند. مسلم است که در میان فتاوای مختلف در یک مسأله تنها یک فتوا می تواند درست و مطابق واقع باشد و باقی فتاوا مطابق واقع نیستند. در منطق نویسنده کسانی که فتاوای شان مطابق واقع نیست، باید دروغگوباشند!

این در صورتی است که اشتباه بودن برخی از  ادعاها معلوم نیست و تنها ذهن آقای علیزاده که از سادات کینه عمیق دارد ، نمی تواند آن را برتابد. مثلا آیه کوثر که ایشان از مصادیق دروغگویی نویسنده آورده ، همانگونه که خود علیزاده هم اشاره کرده ، برخی از مفسران مصداق کوثر را به قرینه " ان شانئک هو الابتر" ، حضرت فاطمه(س) دانسته اند. و چون معنای لغوی کوثر خیر کثیر است ،  به حضرت فاطمه(س) به خاطر ذریه اش عنوان کوثر بر خود گرفته است. علامه مجلسی در این مورد تصریح می کند : و قيل هو كثرة النسل و الذرية و قد ظهرت الكثرة في نسله من ولد فاطمة ع حتى لا يحصى عددهم و اتصل إلى يوم القيامة مددهم[3] " ؛ یعنی : برخی گفته اند مراد از کوثر نسل و ذریه است و کثرت در نسل حضرت پیامبر(ص) از فرزندان فاطمه(س) چنان است که  به شماره در نیاید و تا روز قیامت امتداد دارد.

در این مقاله اینجانب قصد اثبات دروغگویی علیزاده را نداشتم و به همین دلیل متعرض این موضوع نشدم . تا بعد انشاء الله



[1] . مستدرک الوسائل ، ج12 ، ص376

[2] . کافی ، ج1 ، ص62

[3] . بحار الانوار ، ج8 ، ص17

[ دوشنبه سوم آبان 1389 ] [ 15:0 ] [ احسانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام بر بازدید کنندگان گرامی
اختلاف افگنی میان مسلمانان بویژه میان شیعیان افغانستان که باید بیش از پیش با هم متحد باشند چون یک اقلیت مظلوم هستند کاری نابخشودنی است. متاسفانه عده ای پس از بر افتادن کمونیست ها منافع خود را در اختلاف انگیزی میان شیعیان افغانستان دیده اند زیرا تنها در این صورت است که می توانند به منافع خود دست یابند یا در میان مردم جای پا پیدا کنند. از قدیم گفته اند که استعمار گران سیاست شان این بود که : اختلاف بیانداز تا اعتبار و آقایی پیدا کنی
این سیاست از سوی مائوئیست های شعله ای و تنظیمی در سالیان قبل در نشریات امروز ما و عصری برای عدالت و همچنین تریبونهای دیگر و فرصت های دیگر که داشتند پی گرفته می شد و با صریح ترین الفاظ ابراز می گردید
اما در سالهای اخیر این افکار به افراد دیگر از جمله برخی طلاب نیز سرایت کرد و تنها فرق آنان با این عده از طلاب در این است که این طلاب از بن مایه های دینی و مذهبی بهره می برند اما آنان از بن مایه های ضد دینی و ضد مذهبی
مدیر این وبلاگ با اینکه از دامن زدن به این بحث پرهیز داشت اما چون افکار مسموم و انحرافی نیز اگر پاسخ داده نشود بعنوان یک فکر حق خود آگاه یا ناخود آگاه در اذهان نفوذ می کند تصمیم گرفت تا به برخی از افکار انحرافی آن ها بصورت منطقی پاسخ داده شود
والسلام
امکانات وب